بدرود
این آخرین مطلب من در وبلاگ پسر جنوب است
وبلاگ مهستان از ابتدای سال ۱۳۸۶ جایگزین پسر جنوب شده است
آخرین لینک
حتما ببینید
سال نو مبارک
خبرهای خوب در آستانه سال جدید .
منتظر باشید...
چند سال قبل
هيچ کس نمی داند نطفه اصلی عمليات 11 سپتامبر که يکی از مرگبارترين عمليات تروريستی در تاريخ لقب گرفته کی و کجا بسته شده است اما تحقيقات انجام شده نشان می دهد برنامه ريزی عملی برای آن در سال 1998 ميلادی در آلمان آغاز شده است.
اما مطمئناً بازيگران اصلی 11 سپتامبر نامشان در تاريخ بشريت برای هميشه ثبت خواهد شد:
عبدالله تبرک از محافظان شخصی اسامه بن لادن , وی هنگامی که نيروهای امريکايي در افغانستان به دنبال بن لادن بودند با به همراه داشتن تلفن ماهواره ای بن لادن که دائماً توسط ماهواره های آمريکايي کنترل می شده است در خلاف جهت حرکت رهبر القاعده حرکت می نموده است و بدين ترتيب سبب گمراهی آمريکايي ها وفرار بن لادن شده است. وی در توره بوره دستگير شد.
عمر البايومی که از عوامل اصلی پشتيبانی کننده مالی هواپيما ربايان بوده است. او به همراه نعال احمد (همسرش) مبالغ هنگفتی را به عناوين گوناگون از امير بندر بن سلطان سفير عربستان سعودی در آمريکا دريافت می کرده است.
رمزی بن الشيبه اهل يمن هماهنگ کننده اصلی عمليات يازده سپتامبر است که هنوز دستگير نشده است.
زکريا موسی که قرار بود بيستمين هواپيما ربا باشد ولی قبل از يازده سپتامبر توسط FBI دستگير شد. اوچند ماه بعد از يازده سپتامبر به نقش داشتن درعمليات 11 سپتامبر اعتراف کرد.
خالد شيخ محمد 37 ساله که در 1965 در کويت به دنيا آمد . او مدتی در آمريکا در کالج چوان, سپس دردانشگاه فنی و کشاورزی دولتی در کارولينای شمالی تحصيل کرد. او به گفته ماموران اطلاعاتی آمريکا
درچارچوب وظيفه اش به عنوان عامل نيروگيری وهماهنگ کننده القاعده به سراسر جهان سفر کرده است. وی در انفجار سال 1993 مرکز تجارت جهانی, در انفجار سفارتخانه های آمريکا در آفريقا در سال 1998 وحمله به ناو آمريکايي در سال 2000 هم نقش اصلی را داشته است. به نوشته روزنامه لس آنجلس تايمز اگر اسامه بن لادن معمار عمليات 11 سپتامبر باشد , خالد شيخ محمد مهندس آن بوده است . خالد شيخ محمد کسی است که گلوی دانيل پرل خبرنگار آمريکايي را در زمان جنگ افغانستان در مقابل دوربين تلويزيونی بريد و او را به قتل رساند. به گفته دولت آمريکا, خالد شيخ محمد, طراح اصلی عمليات يازده سپتامبر است . وی سال گذشته در پاکستان دستگير شد.
مروان الشهی 23 ساله دربهار سال 2000 در کتابخانه ای در هامبورگ آلمان به کتابدار اين کتابخانه گفته بود. هزاران نفر کشته خواهد شد و شما به فکر من می افتيد .وی در روز يازده سپتامبر هدايت بوئيک 767 پرواز شماره 175 آمريکن ايرلاينز را برعهده داشت که به برج جنوبی برخورد کرد.
محمد عطا دانشجويي 31 ساله معماری دانشگاه آلمان در اوايل دسامبر سال 1999 درافغانستان برای اولين بار با اسامه بن لادن ديدار کرد و از همان لحظه مورد توجه رهبر القاعده قرار گرفت. وی که درحمله عبدين قاهره به دنيا آمد مورد اعتماد کامل شخص بن لادن بود. وی هدايتگر پرواز شماره 11 آمريکن ايرلاينز بود که با 65 مسافر خود را به برج شمالی کوبيد. اسامه بن لادن می گويد او منهدم کننده اولين برج (برج شمالی) بوده است. وی در آمريکا هم اطاقی رمزی بن الشيبه بوده است.
سالم الحضعی و هانی الحنجور نيز از ديگر رهبران اين عمليات هستند. شادی عبدالله محافظ شخصی بن لادن, منير المتصدق اهل مراکش , حسين العطايي خادم مسجد اوکلاهما مکرم علی خادم مسجد سن دياگو در کاليفرنيا که از هماهنگ کننده ها و رابطين هواپيماربايان با مسئولان القاعده هستند.
نواف الهضمی , عبدالعزيز الصمدی, خالد المظهر ,زياد الجرامی, نواز الهفمی و خالد المهدای از ديگر هواپيماربايان عمليات 11 سپتامبر بودند که به همراه مروان الشهی , محمد عطا, سالم الحضعی و هانی الحنجور و ديگر هواپيماربايان همگی در 11 سپتامبر 2001 جان خوددر راستای اهداف اسلام القاعده ای
فدا گردند.
ماجده ابراهيم دويقات و عثمان بن لادن همسر و پسر کوچک بن لادن هستند که هنوز دستگير نشده اند. ماجده در آمريکا با عمر البايومی و همسرش درارتباط بوده است و عثمان بن لادن نيز در بحبوحه جنگ افغانستان وصيت نامه پدرش را درجلوی دوربين تلويزيونی شبکه الجزيره خواند که سر نوشتن نامعلوم است .
سعدبن لادن پسر 23 ساله و ارشد اسامه بن لادن که در ايران دستگير شده است. از او بعنوان جانشين پدرش ياد می شود.
وبالاخره اسامه بن لادن که به لطف تلفن ماهواره ای خود که نزد عبدالله تبرک محافظ شخص اش بود و همچنين تغيير قيافه هنوز زنده, فراری و درحال توطئه برعليه آمريکاست.
عمليات سه شنبه مقدس
جولای سال 2001
هماهنگی های لازم و نهایی برای عمليات سه شنبه مقدس در نشستی محرمانه در جولای 2001 با حضور رهبران چهار گروه عملياتی (چهار گروهی که روز يازدهم سپتامبر چهار هواپيمای بوئينگ مسافربری را ربودند ) يعنی محمد عطا. مروان الشهی , سالم الحضعی و هانی الحنجور در حضور خالد شيخ محمد در اسپانيا برگزار شد. بين 25 تا 29 اوت, 19 بليت هواپيما برای چهار پرواز خريداری شد. تاريخ همه بليت ها يک روز بود. سه شنبه 11 سپتامبر.
هشتم سپتامبر- نيويورک
محمد عطا فرمانده گروه منهدم کننده برج شمالی ومروان الشهی فرمانده گروه منهدم کننده برج جنوبی برای بررسی نهايي به مرکز تجارت جهانی می روند و پس از خوردن ناهار در رستوران طبقه 107 برج جنوبی, ساختمان را ترک می کنند.
يازده سپتامبر- ساعت 8 صبح- نيويورک
يکروز تابستانی ديگر با هوايي ملايم همانند همه روزهای ديگر آغاز شده بود. ساکنان نيويورک , قديمی
ترين بندر آمريکا, درحاليکه خبر کشته شدن احمدشاه مسعود قهرمان ملی افغانستان را در روزنامه های صبح خواندند, همچون روزهای گذشته با اتوبوس, تاکسی و مترو عازم محل کار خود بودند. اما هيچ کس نمی دانست اين روز آبستن حادثه ای بزرگ و وحشتناک که نه تنها آمريکا , بلکه جهان را تکان خواهد داد.
يازده سپتامبر- ساعت 40/8 صبح- نيويورک
سازمان هواپيمايي فدرال به فرماندهی دفاع هوايي شمال آمريکا اطلاع می دهد که پرواز شماره 11 آمريکن ايرلاينز ربوده شده است . چند دقيقه بعد گزارش می رسد که پرواز شماره 175 يونايتد ايرلاينز با 65 مسافر, پرواز شماره 77 آمريکن ايرلاينز با 64 مسافر و بالاخره پرواز شماره 93 يونايتد ايرلاينز نيز ربوده شده اند.
يازده سپتامبر- ساعت 46/8 صبح- نيويورک
پرواز شماره 11 آمريکن ايرلاينز به طبقه 94 برج شمالی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد. هدايت اين هواپيما را محمد عطا برعهده داشت.
يازده سپتامبر- ساعت 03/9 صبح- نيويورک
درحاليکه دوربين های تلويزيونی به سوی برج در حال سوختن متمرکز شده و شاهدان به يک حادثه يا سانحه فکر می کردند , پرواز شماره 175 يونايتد ايرلاينز به طبقه 81 برج جنوبی مرکز تجاری جهانی برخورد کرد وانفجار عظيمی را همراه با آتش ودود به وجود آورد. 65 مسافر و خدمه اين هواپيمای غول پيکر به همراه هواپيماربايان درميان آتش ناپديد شدند و درهمين لحظات بود که همگان فهميدند اين ديگر سانحه نيست. هدايت اين هواپيما را مروان الشهی برعهده داشت.
يازده سپتامبر- ساعت 10/9 صبح- فلوريدا
پرزيدنت بوش سرگرم بازديد از مدرسه ای در فلوريدا بود وبرای بچه ها کتاب داستان می خواند که اندرو کارت سرپرست کارمندان کاخ سفيد در گوش او خبر هولناکی را زمزمه کرد.
يازده سپتامبر- ساعت 20/9 صبح- واشنگتن
F.B.I اعلام کرد مشغول بررسی گزارش هايي درباره چهار هواپيمای ربوده شده است.
يازده سپتامبر- ساعت 30/9 صبح- فلوريدا
پرزيدنت بوش با رنگی پريده و با دستانی لرزان در مقابل دوربين های تلويزيونی گفت: « ما با يک تراژدی ملی رو به رو شده ايم. دو هواپيما به مرکز تجارت جهانی برخورد کرده اند واين يک حمله ای تروريستی آشکار به کشور ماست.»
يازده سپتامبر- ساعت 40/9 صبح- واشنگتن
پرواز شماره 77 آمريکن ايرلاينز با 64 مسافر که از واشنگتن به مقصد لس آنجلس درحال پرواز بود به ساختمان پنتاگون در واشنگتن برخورد کرد. ساختمان وزرات دفاع آمريکا به صورت يک پنج ضلعی عظيم ساخته شده است که هر ضلع آن 280 متر طول و با پنج طبقه 22 متر ارتفاع دارد. اين ساختمان عظيم که در جريان جنگ جهانی دوم ساخته شده دارای 28 کيلومتر راهرو داخلی است و درآن روز پرواز شماره 77 يک ضلع اين ساختمان را ويران کرد. دراين ماجرا با احتساب مسافران هواپيما حدود 200 نفر کشته شدند. کاخ سفيد و ساختمان کنگره تخليه شدند. هدايت اين هواپيما برعهده سالم العضعی بود.
يازده سپتامبر- ساعت 59/9 صبح- نيويورک
برج جنوبی مرکز تجارت جهانی ناگهان از هم فرو پاشيد و فرو ريخت . جنوب جزيره منهتن را دود و غبار غليظی فرا گرفت.
يازده سپتامبر- ساعت 03/10 صبح- پيتزبورگ
هواپيمای پرواز شماره 93 در 128 کيلومتری جنوب شرق پيتز بورگ با دخالت مسافران و درگيری با هواپيماربايان سقوط کرد. اين هواپيما از نيوجرسی به سانفرانسيسکو می رفت . هدايت اين هواپيما بر عهده الحنجور بود.
يازده سپتامبر- ساعت 25/10 صبح- نيويورک
چند نفر از کسانی که در برج شمالی در طبقات بالايي برخورد هواپيما گرفتار شده بودند خود را از طبقات بالايي به بيرون پرتاب کردند.
يازده سپتامبر- ساعت 29/10 صبح- نيويورک
برج شمالی مرکز تجارت جهانی نيز از هم فرو پاشيد و بطور کلی ويران شد. درآخرين لحظات يک نفر خود را از طبقه 103 به بيرون پرتاب کرد . درحاليکه پرچم آمريکا را در دست داشت. منهتن در ميان گرد وغبار ناپديد شد.
يازده سپتامبر- ساعت 40/12 ظهر- پايگاه نيروی هوايي لوئيزيانا
پرزيدنت بوش در دومين اظهار نظر خود وعده داد عاملان اين کار را بيابد و به سختی مجازات کند.
يازده سپتامبر- ساعت 45/12 ظهر- سواحل شرقی آمريکا
پنتاگون پنج کشتی جنگی و دوناو هواپيما بر در سواحل شرقی آمريکا مستقر کرد تا ديواری دفاعی برای نيويورک و واشنگتن ايجاد کند. پرزيدنت بوش از پايگاه نيروی هوايي لوئيزيانا به پايگاه هوايي نبراسکا رفت . آنتونی ويليامز شهردار واشنگن در پايتخت وضعيت اضطراری اعلام کرد.
يازده سپتامبر- ساعت 20/13 ظهر- نيويورک
رودی جوليانی شهردار نيويورک اعلام کرد تعداد کشته شدگان حملات امروز ممکن است پيش از آن باشد که آمريکايي ها بتوانند آن را تحمل کنند.
يازده سپتامبر- ساعت 20/16 عصر- واشنگتن
بوش به کاخ سفيد بازگشت.
يازده سپتامبر- ساعت 30/16 عصر- نيويورک
ساختمان شماره 7 مرکز جهانی که ساختمانی 47 طبقه بود نيز فرو ريخت .عمليات سه شنبه مقدس با موفقيت کامل به پايان رسيد.
مرکز تجارت جهانی

شهر نيويورک از پنج محله بزرگ تشکيل شده است که عبارتند از ناحيه کوئيز , ناحيه بروکلين , ناحيه برانکس, جزيره استيتن و جزيره منهتن . درجنوب جزيره منهتن ناحيه ای واقع است که به علت تعدد مراکز مالی به خصوص بازار سهام نيويورک و مجتمع مرکز تجارت جهانی به ناحيه مالی نيويورک مشهور است .
دو برج 110 طبقه 410 متری مرکز تجارت جهانی درکنار چهار ساختمان کوچک و برج 47 طبقه ای شماره 7 , روی هم رفته مجتمع مرکز تجارت جهانی را تشکيل می دادند اما به علت عظمت و شکوه برج های دو قلو, تقريباً همگان مرکز تجارت جهانی را با اين دو برج مترادف می دانستند.
ارتفاع بلند برج ها به علاقه مندانی که بر فراز برج جنوبی ايستاده بودند اين اجازه را می داد تا فاصله هفتاد کيلومتری را از هر چهارطرف ببينند. برج جنوبی برای ديدار جهانگردان طراحی شده بود. از اينرو شايد نخستين تصويری که چشم مسافرانی را که وارد فرودگاه بزرگ جان اف کندی در فاصله پنجاه کيلومتری نيويورک می شدند را می گرفت , دوستون مکعب مستطيل بلند بود که در امتداد افق ديده می شد. درواقع اين دو برج 110 طبقه ای عظيم نماد اصلی شهر نيويورک بودند.
هرکس می توانست با خريد يک بليت 12 دلاری به بام برج جنوبی برود. هر روز صف طولانی دربرابرآسانسور مخصوص بازديدکنندگان تشکيل می شد . اين آسانسور با سرعتی نفس گير که باعث می شد گوش مسافران آن کيپ شود (مانند زمان اوج گيری هواپيما) ظرف مدت 52 ثانيه از طبقه همکف به طبقه 107 می رفت. ديواره پيرامون طبقه 107 از شيشه ساخته شده بود و در مرکز آن فروشگاه , رستوران و سينما و چند مرکز تفريحی ديگر قرار داشت. اينجا همان جايي است که محمد عطا و مروان الشهی روز هشتم سپتامبر بعد از صرف ناهار در رستوران آن طبقه محل عمليات خود را بررسی کردند. بوسيله پله برقی می توان به بام برج جنوبی رفت. منظره چشمگيری از هر چهار طرف ديده می شد . موقعيت جغرافيايي منهتن به گونه ای است که اين جزيره از شمال , غرب و شرق به خاک آمريکا واز
جنوب به اقيانوس اطلس راه می يابد.
اطراف بام را با فاصله ای کم از لبه باسيم محصور کرده بودند. درفاصله ای نسبتاً اندک در سمت جنوب غربی جزيره منهتن , مجسمه آزادی ديده می شد که سالهاست در جزيره ای کوچک به همين نام جا خوش کرده است . در بام برج , افق به شکلی مدوّر ديده می شد و درواقع آنجا می شد به کرويت زمين پی برد . تمام ساختمان های منهتن از اين دو برج کوچکتر بودند و بلندترين ساختمانی که از آن بالا به خوبی ديده می شد, برج 107 طبقه ای امپايراستيت در مرکز منهتن بود که اصولاً نمای ظاهری متفاوتی دارد و اکنون پس از واقعه يازده سپتامبر , بارديگر به جايگاه سابق خود به عنوان بلندترين ساختمان نيويورک بازگشته است.
پس از فروپاشی برج ها در 11 سپتامبر 2001 کوهی از فولاد , بتن و شيشه درهم پيچيده , درمحل به جاماند که تا ماه ها از ميان آنها دود برمی خاست .عمليات نجات تا اواسط خرداد ماه ادامه داشت و حدود يک ميليون و 800 هزار تن آوار جابه جا شد . وزن هريک از برج يک و نيم ميليون تن بود.


علل فنی تخريب برج ها
برج های دو قلوی مرکز تجارت جهانی واقع در نيويورک با ارتفاع هرکدام بيش از 410 متر با حدود 110 طبقه در زمره بلندترين برج های اداری دنيا قرار داشته اند . ساختمان های فوق دارای اسکلت فلزی با روکش بتنی (جهت ايجاد زمان مقابله با آتش سوزی ) ويک هسته مقام بتنی در مرکز آسمانخراش بوده اند.
با بررسی نقشه های زمين شناسی در منطقه نيويورک متوجه می شويم که اين شهر بر روی زمينی بدون وجود گسل و باخطر وقوع زلزله درحد بسيار پايين واقع گرديده است . درلحظه برخورد هواپيماها به برج های فوق نيروی ضربه ناشی از آن که تقريباً برابر با 250 هزار تن بوده است, همانند نيروی زلزله عمل نموده است , دراثر ارتعاش نيروی فوق به همراه وقوع انفجار بيش از 10 هزارليتر بنزين هواپيما , روکش بتنی اسکلت سازه فوق درمحل برخورد تخريب گرديد و به علت وقوع آتش سوزی شديد اسکلت هايي که حالا به صورت کاملاً لخت در معرض مستقيم آتش قرار گرفته , آسيب پذير گرديد. همان طوری که می دانيم فولاد ساختمانی در دمای بالای 150 درجه سانتی گراد دچار تغيير خاصيت گرديده و با افزايش دما به طور محسوسی دچار افت مقاومت و درنهايت تغيير شکل می گردد.

در ساختمان های فوق پس از اينکه روکش بتنی اسکلت ها تخريب گرديد واسکلت در معرض مستقيم آتش قرار گرفت, با تداوم آتش سوزی به مدت يک الی 5/1 ساعت, سازه در محل برخورد , باربری خود را از دست داده و موجب ريزش طبقات بالايي گرديد که دراثر ضربه ناشی از وزن طبقات بالا, کل ساختمان طبقه به طبقه تا پايين تخريب گرديد.
درزمان تخريب برج ها, با توجه به وزن بسيار زياد آنها(هرکدام 5/1 ميليون تن) ارتعاش ناشی از ريزش آنها بر روی زمين اطراف, همانند نيروی زلزله جهت ساختمانهای مجاور عمل نموده که اين پديده نيز با توجه به ضعف طراحی از لحاظ نيروی زلزله منجر به تخريب و آسيب ديدگی کلی ساختمانهای مجاور گرديد.

چندنکته جالب از 11 سپتامبر
1- در برج جنوبی, ازميان کسانی که موفق به فرار شدند 17 نفر در طبقات فوقانی محل برخورد هواپيما کار می کردند . اما هيچ کس نتوانست از طبقات بالاتر از محل برخورد هواپيما با برج شمالی جان سالم به در برد.
2- 18 نفر زنده ازميان آوار بيرون کشيده شدند:12 آتش نشان , سه افسر پليس و سه شهروند. همه اين افراد در روز دوازدهم سپتامبر نجات داده شدند.
3- 6 سال و 8 ماه طول کشيد تا برج های مرکز تجارت جهانی ساخته شدند از 1966 تا 1973 .
4- يک ساعت و 42 دقيقه طول کشيد تا اين دو برج کاملاً تخريب شدند . ازلحظه برخورد اولين هواپيما تافرو پاشی کامل برج دوم.
5- سرعت هواپيماها درحدود 750 تا 950 کيلومتر در ساعت بود.
6- دولت آمريکا تخمين زده است که بايد 4 تا 6 ميليارد دلار به خانواده های قربانيان به عنوان خسارت پرداخت کند.
7- شهرام هاشمی جوان ايرانی که عکس او در پشت مجله نيوزيک به چاپ رسيده است . يکی از قهرمانان 11 سپتامبر شناخته شد.
8- القاعده ابتدا درنظر داشت به مراکز هسته ای واتمی آمريکا حمله کند اما ترس از خارج شدن آن از کنترل باعث شد صرف نظر کند.
9- 3116 نفر در حوادث 11 سپتامبر کشته و دهها نفر زخمی شدند.
10- اسامه بن لادن زنده است و برای آمريکا نقشه می کشد.



ارسطو می گويد : دولت به خاطر زيستم بوجود می آيد و به خاطر خوب زيستن ادامه می يابد . از نظر برخی از متفکران اخلاقی نيز دولت بايد خوب رفتار کردن را بی وقفه پرورش دهد, زندگی اخلاقی مردم را اصلاح و کنترل کند و آب وخاک را برای انسان قابل زيست وراحت گرداند. در سده های 18 و 19 ميلادی دولت حکومت يک پليس بود. فردگرايي درحد کامل وجود داشت و اجازه نمی داد دولت يا حکومت کمترين دخالتی درکارها بکند . در سده 20 دولت به يک نوع تعاونی خدمات اجتماعی تبديل شد. و درعصر حاضر دولت رفاه شعار اصلی سياستمداران شده است.
انديشه دولت رفاه اين است که سنگ پايه بنای دولت , رفاه فرد است و دولت رفاه برای توسعه هماهنگ او طرح ريزی شده است. بنابراين هدف دولت رفاه تأمين حد اعلای پيشرفت وراحتی فرد است و همه فعاليتهای آن به رفاه عمومی مربوط است. کول نوشته است « دولت رفاه جامعه ای است که در آن حداقل سطح زندگی و فرصت تضمين شده , در اختيار همه شهرونداذن قرار می گيرد.» آرتور شلزينگر دولت رفاه را چنين تعريف کرد : « نظامی که در آن حکومت متعهد می شود سطوح معينی از اشتغال , درآمد, آموزش , کمک بهداشتی, تأمين اجتماعی ومسکن را برای همه شهروندان خود فراهم کند.»
به گفته کنت « دولت رفاه, دولتی است که برای شهروندان خود رشته گسترده ای از خدمات اجتماعی را برقرار کند.»
با توجه به تعاريف دانشمندان و عالمان علم سياست, دولت رفاه دارای خصوصيات زير است :
1- در دولت رفاه فرد موقعيت محوری دارد.
2- حداقل سطح زندگی و فرصت را برای شهروندان بی توجه به نژاد , عقيده يا رنگ تضمين می کند.
3- رشته گسترده ای از خدمات اجتماعی را بر شهروندان فراهم می آورد.
4- توزيع مناسب درآمد را برای همه شهروندان تضمين می کند.
وظايف دولت رفاه:
وظايف دولت رفاه به عقيده بسياری از دانشمندان به دو بخش عمده تقسيم می شود:
بخش اول کار ويژه های حمايتی:
1- حفظ حاکميت در برابر بی نظمی های داخلی و تجاوز خارجی.
2- وضع قانون به خاطر حفظ حاکميت و تقويت اطاعت وايجاد شرايط امنيت کامل.
3- حفظ نهادهايي مانند خانواده و مالکيت.
4- سازمان دادن به حمل ونقل و ارتباطات , ايجاد ساختمان و حفظ راه ها, انجام خدمات پستی در حدکار آمد.
5- تنظيم کار بازارها و بازرسی در وزن ها واندازه ها.
6- حفظ روابط ديپلماتيک با کشورهای ديگر.
7- جمع آوری ماليات و مجازات فراريان از ماليات.
بخش دوم کار ويژه های رفاهی:
1- دولت برای تأمين بهداشت مردم اقدامات پيشگيرانه و نيز درمانی به عمل می آورد. به طور روز افزون دانسته می شود که مردم قوی وسالم به تنهايي می توانند کشوری را بزرگ و مقتدر کنند. به همين دليل متوليان بهداشت درسراسر کشورها کوشش های زيادی به عمل می آورند تا از گسترش بيماريهای واگير پيشگيری کنند و در صورت وجود بيماريهای واگير با آن مبارزه کنند.
2- برای پايان دادن به استثمار کارگران قوانينی مورد تنظيم ساعت کار و بهبود شرايط عمومی محيط کار آنها تصويب می شود . برای مثال , کار کودکان زير 14 سال در کارخانه ها و صنايع پرخطر ممنوع می شود.
3- دولت رفاه می کوشد آموزش و پرورش را در دسترس همگان قراردهد. درچنين دولتی آموزش در انحصار خانواده های ثروتمند نيست. همه, دست کم از تحصيلات ابتدايي بهره مندهستند و آموزش عالی
در دسترس کسانی است که آمادگی فکری وذهنی بهتری دارند. بدون آموزش و پرورش مردم عقب مانده و نادان می مانند و شخصيت افراد رشد نمی يابد.
4- تفاوتهای زياد ميان ثروتمندان و فقيران بايد پايان يابد و برای همه مواد خوراکی برای تغذيه مناسب لباس برای پوشيدن , و مسکن برای زندگی واستراحت فراهم شود. فقر بايد از بين برود. به عقيده رابسون از بين بردن واقعی فقر هدف عمده دولت رفاه است و هر کشوری که امکانات رسيدن به اين هدف را داشته باشد اما اين کار را نکند , نمی تواند مدعی دولت رفاه بودن را بکند.
5- دولت رفاه همه را برابر می بيند و فرصت های مناسبی را برای مردم بوجود می آورد. هيچ مانع ساختگی برای جلوگيری از رشدآنها روا دانسته نمی شود . به بخش های ضعيف تر مردم توجه ويژه ای می شود .
6- همه اجازه دارند از آزاديهای اساسی, يعنی آزادی انديشه , آزادی بيان, آزادی عقيده ومانند آنها , و آزادی اجتماعی برای دست يافتن به اهداف ومقاصد مشترک برخوردار باشند. اين بهره مندی از آزاديهای اساسی انسان را قادر می کند قوه داوری خود را در راه خير عمومی به کار گيرد.
برسر راه فعاليت دولت رفاه موانعی نيز وجود دارد مثل سطح پايين توليد ملی, افزايش جمعيت , عدم پرداخت ماليات توسط مردم, عدم وجود آزادی بيان وآزادی عقيده, برخوردهای سليقه ای و حزبی با افراد, محدوديت حضور آزادانه مردم در انتخابات و....
بطور کلی دولت رفاه برای بهبود بهداشت عمومی , شکوفايي آموزش و پرورش , تأمين امنيت مالی و جانی مردم, تنظيم فعاليت های اقتصادی مفيد و از بين بردن دشواريهای اجتماعي وفرهنگی می کوشد. وظيفه واقعی دولت رفاه ممکن کردن بهره مندی شهروندان از آزادی واقعی است.